افکار و زندگی
سلام
شعرا و جملات نثر سال گذشته رو جمع کردم
هرچند ساده و بی ارزش ولی شاید ۱ دلشکسته باشه و دوست داشته باشه بخونه
تقدیم به همه دوست داشته هام
هرروز در پی آرامش خویش ، منتظر قاصدی هستم
قاصدک از حال و هوای بوی وطنم خبر می دهد
هر شب ، تنهایی و غربتم ، دلگیری و اشک چشمانم
همه ، مریم درونم را نوازش می دهند
خدای مهربانم در خواب نازم ، لاله ای نشانم داد
آن لاله صبح دم میهمان دلم بود
از عشق ، امید و زیبایی زندگی گفت
از بخشش و خود گذشتگی
از همدلی و ایمان ، صداقت و حقیقت
دیگر تاب نداشتم ؛ بغض گلویم را آزار میداد
ولی توان اشک ریختن نداشتم
، از خستگی و درد بی هوش شدم
اما ، وقتی چشم باز کردم ، دیگر آن لاله کنارم نبود
چیده شده بود ، به پایان رسیده بود
ولی حرفهایش تا آخر عمر برایم زنده است
حال دیگر می توانم اشک بریزم ،
گریه کنم
ناله کنم
به یاد مرگ بیفتم
عشق بورزم
عزیزانم را ببویم ببوسم
محبت کنم
محبت کنم
محبت کنم
می دانم عاقبت دنیا یا هم جنس ما خنجری از بی وفایی هدیه خواهد داد
آن روز ،چون دیدار یار نزدیک است
همانند لاله ای چیده خواهیم شد
خوشبحال چیده شده ها
میهمان خدا و همنشین لاله ها شدند
همنشین مریم و همه دوست داشته هایشان
12/02/91
2ماه اموزشی تموم شد 4 راه پاسداران نیروی زمینی ارتش بودم عالی عالی عالی لذت بردم ولی !!!
خوب 9 اردیبهشت میرم قرارگاه عملیاتی کرمانشاه ، یگانم اونجاست در هرحال دوباره حلالم کنید
گلی را که دیروز
به دیدار من ، هدیه آوردی ای دوست
دور از رخ نازنین تو
امروز پژمرد !
همه لطف و زیبایش را
که حسرت به روی تو می خورد و
هوش از سر ما به تاراج می برد !
گرمای شب برد !
صفای تو اما ، گلی پایدار است
بهشتی همیشه بهار است
گل مهر تو
در دل و جان
گلی بی خزان
گلی تا که من زنده ام
ماندگاراست .
((فریدون مشیری))
ثانیه ها ، دقایق ، ساعت ها در پی هم می گذرند
همچنانکه ردپای خوشبختی ، در کوچه های خاطره دیده می شود
همچنانکه عشق ، در عمق ثانیه ها رنگ خدا می شود
من در متن دقایق ، صداقت نقاشی می کنم
رویای دیروزم را ، سبز حقیقت می کنم
و در باغچه دوستی ، گل مهربانی می کارم
رنگها را می بافم
اشکها را می بوسم
لبخندها را می بویم
زیبایی می جویم
عشق می خواهم
لالایی بهار می خوانم
و ساعت ها را به همنشینی خورشید آرامش می گذرانم
1391/01/13
دوباره سیر لغات سرازیر شد
دوباره خواب درخت مهمان شکوفه هاشد
دوباره لاله ی آزاده هم ره شاپرک شد
دوباره لبخند دلم سرآغاز نوروز شد
دوباره مریمم همزاد هرآنچه نیکی شد
دوباره هانای من در آغوشم آرام گرفت
دوباره نوای مرا خواندنت جوشش گرفت
دوباره روح سحرگاهم رقص آرامش گرفت
دوباره خورشید ایمان ذکر خدا خدا گرفت
دوباره دعای پروردگارم معنا گرفت
دوباره شبنم روی گل حس زیبایی گرفت
دوباره ناله ی مجمنون حس شاعری گرفت
دوباره محبت معنای عشق گرفت
دوباره خاطره حس لبخند گرفت
دوباره زندگی حس پایداری گرفت
دوباره مرگ رنگ حقیقت گرفت
دوباره لالایی مادرم جان گرفت
و دوباره آسمان خدا ، در آغوشم گرفت
03/01/1391
فک کنم اولین باره ک دارم مثل بقیه ادما تو وبلاگم حرف میزنم
اوووم
عرضم به خدمت نی نی های خودم ک ۱ اسفند میرم خدمت .
بنابراین ازهمتون حلالیت میطلبم . شاید برگشتی نباشی (البته از رو احتیاط میگم اخه قدیماحتی برای مسافرت رفتن هم حلالیت میگرفتن)
مراقب خودتون باشید
پایدار باشید و سلامت و البته همیشه موفق
خدابه همراتون
عاشق تو ندیدی این زندگی
در کجای این غصه برای من قصه گفت
سكوت در دل شب
آرامش و برق ستاره ها
سياهي و سادگي
ماه من منتظر صبحي
خورشيدرا صداميزني
همانكه روزرا ازپس ميگذراندوبه تو ميبخشد
ماه من توزيبايي يا خورشيد صبح
زيباي آسمان اززيباي توست ميدانم
ستاره ها ازنورتو، دردل شب چشمك ميزنند
چ زيباست آن همه رنگ بي رنگي درآسمان شب
چ زيباست اين همه سادگي
و چ زيباست سكوت اين همه مومن به زيباي پروردگارم
دل پردردي داري اي شب
چه هق هق هاي بسياري ك دردل تو نهفته ميماند
چه رازداري اي شب
تورا مثال مادرم ميبينم
او همانندت ميگريدولي كسي ازدل اوباخيرنيست
شب من ،آسمان دلم را ستاره اي درخشان ميبينم
آن ستاره از هق هق مادرم ميگويد
توميداني ماه من، حرفاي من ؛هــــی
چ بگويم باز مسير رودخانه ي چشمانم بازشد
باز درآن شبنم زيباي سادگي، روي ماه توهويدا شد
بگذار دراين سبزينه عاشقانه ي دلت سكوت چشمانم تورابخواند
خدايا دلم ماتو به ماه بگو
ستاره ي زندگي رادردلم روشن بگذار
من نياز اين همه هق هقم رادرهمنشيني با ستاره ي هستي تو ميبينم
خداوندگارآسمان شب دوستت دارم
١٣٩٠/١١/٠١
| Design By : Pichak |

